برکت خانه خوب قسمت دوم

برکت خانه خوب قسمت دوم

داستان های باستانی
76 Video Views·Jul 27, 2024

برکتِ خانه‌ی خوب! (بخش دوم)

یک سال، گروهی از راهزنان به شهرِ آقای کینگ حمله کردند و پول و جواهراتِ بسیاری از خانواده‌های ثروتمند را به سرقت بردند. مردم از این که فهمیدند مغازه‌ی آقای کینگ اصلاً شکسته نشده بود متعجب شدند. هیچ کس در خانواده‌ی آقای کینگ آسیب ندیده بود.
مقاماتِ پلیسِ محلی مشکوک بودند که آقای کینگ ممکن بود با سارقان ارتباط داشته باشد. در ان موقع تجارتِ آقای کینگ یکی از پرسودترین‌ها در منطقه بود. افرادِ زیادی از مغازه‌اش خرید کرده بودند چه فقیر چه غنی. اما این مساله، موردِ شَکِ مجریانِ قانونِ آن منطقه قرار گرفت که آیا ممکن بود آقای کینگ با راهزنان، معاملاتِ پنهانی انجام داده باشد؟ وگرنه چرا مغازه‌اش اصلا آسیب ندیده بود؟ و مورد حمله یا دستبرد قرار نگرفته بود؟ با این حال، مقامات نتوانستند حتی یک مدرک برای متهم کردنِ آقای کینگ پیدا کنند.
بعداً دزدها دستگیر شدند. آنها در حین بازجویی بیان کردند که اصلاً با آقای کینگ ارتباطی ندارند. وقتی از آنها پرسیدند که چرا مغازه‌ی آقای کینگ موردِ سرقت قرار نگرفت، دزدان اعتراف کردند که آنها واقعاً برای سرقتِ پول به آنجا رفته بودند، اما وقتی وارد شدند، بسیاری از موجوداتِ بهشتی را دیدند که روی پشتِ بام ایستاده بودند. هر یک از آن خدایان، شمشیر یا چاقویی در دست داشتند و بسیار ترسناک به نظر می‌رسیدند و هر لحظه آماده‌ی حمله بودند. دزدان با دیدنِ آن صحنه، وحشت کردند و با عجله از آنجا فرار کردند.
با شنیدنِ این موضوع خیالِ مسئولانِ انتظامی راحت شد. آنها بلافاصله متوجه شدند که آقای کینگ فرد خوبی است. او آنقدر کارهای خیر کرده بود که حتی خدایان هم متاثر شدند و تصمیم گرفتند از او و اموالش محافظت کنند. اداره‌ی محلیِ منطقه بعداً لوحی را به آقای کینگ اعطا کرد تا قدردانیِ مردمِ شهر را از او نشان دهد. روی این لوح نوشته شده بود:
« برکتِ خانه‌ی خوب».
https://www.pureinsight.org/node/6507