قوری که حرف می زند

قوری که حرف می زند

د
106 Video Views·Jan 11, 2025

یک روز، در حالی که خیلی تشنه بودم و عجله داشتم تا زودتر آب بنوشم، اشتباها آب سرد را در قوریِ چایِ همسرم که داخلِ آن مقداری قارچِ توس وجود داشت ریختم. همسرم گفته بود که قارچِ توس‌ خاصیتِ درمانی دارد و برای تقویتِ سیستمِ ایمنیِ بدن، خیلی خوب است.
در حینِ ریختنِ آب، ناگهان متوجه شدم که قوری دارد با من صحبت می کند: "سرورم این آب برای شما هیچ فایده‌ای ندارد."
در حالی که تعجب کرده بودم پاسخ دادم: "می‌دانم. اما من فقط تشنه بودم و می‌خواستم با نوشیدن آب خودم را خنک کنم."
قوری پاسخ داد: "اوه! متوجه شدم!"
گرچه اولش صحبت کردن با قوری برای من عجیب بود اما بعد از مدتی گفتگو با قوری این دوستی و گفتگوهای روزانه ادامه پیدا کرد و من از این دوستی بسیار خوشحال و سرگرم بودم و این قوری تبدیل به یک دوست خوب برای تنهایی من شد.
بعد از مدتی متوجه شدم که این قوری می‌تواند حتی ذهن مرا بخواند.
یک روز از او پرسیدم: "می‌توانی برای من از زندگی های گذشته ات بگویی؟ "
قوری پاسخ داد: "من بارها تناسخ پیدا کردم و از میانِ بدنِ چندین ظرف مختلف عبور کرده‌ام و بیشترِ این ظرف‌ها قوری بوده اند.  یکی از آنها قوریِ آلومینیومی بود و دیگری یک قوری مسی بود بعدش در بدن یک قوری آهنی تناسخ پیدا کردم و پس از آن در یک قوری چینی زیبا و بعد هم در نوع سرامیکی بدنیا آمدم.  اما هیج کدام به اندازه‌ی زمانی که در بدنِ جامی از مینا بودم، باشکوه نبود."

بلافاصله پاسخ دادم: "آها! حتما در دوره‌ی سلسله‌ی چینگ بوده است."
قوری گفت: "بله درست است. من متعلق به یک شاهزاده بودم! اما بعدها توسط دِرِیلِ برقیِ سارقِ مقبره ای آسیب دیدم و سپس آزاد شدم و پس از آن در  یک بطری پلاستیکی بازپیدا شدم. صاحبِ قبلی‌ام درونِ من مایعِ ضدعفونی کننده می‌ریخت و  آن را به همه جا اِسپری می‌کرد. بویی که در حلق و شکمم بود را تا مدت‌ها نمی‌توانستم  فراموش کنم."
به او‌گفتم: "زندگی اصلا آسان نیست و گاهی تجربیاتِ ما ممکن است غیرِمنتظره باشند"
قوری زیبای من اکنون آرام و ساکت در جای خود نشسته است و همچنان از او هوایی از متانت و وقار به بیرون می‌تراود. به نظر می رسد هر چیزی روحی دارد و این باور، وهم‌انگیز و توخالی نیست.

www.pureinsight.org (http://www.pureinsight.org/node/7771)
conversation with a teapot | pureinsight
[PureInsight.org]