
فرمان موجودات الهی
فرمان موجودات الهی
فرمانهای خداوند در تمامی افسانهها و اسطورهها همیشه این طور بوده که مردم را به اندیشیدن دربارهی پدیدههای غیرقابل باور و ماورایی وا داشته است.
در این افسانهها داستانهای زیادی دربارهی بودیساتوا گوان یین وجود داشته که یکی از آنها قصهای مربوط به یک کوزه آب است.
در این افسانه آمده است که او پیش از آنکه به کمال برسد، از سوی بودا الهامی دریافت کرد.
آن الهام این بود: روزی که کوزه آبی که هر روز مراقب آن هستی پر شود تو به کمال خواهی رسید.
بدین ترتیب او شروع کرد تا هر روز به آن کوزه آب سر بزند. اما هر روز جز مقداری شبنم در آن چیزی نمییافت.
وقتی این خبر پخش شد بسیاری از مردم به اعتقاد کورکورانه و جهل او خندیدند.
با این حال او با استواری بر سر عقیدهاش ماند و مطمئن بود که روزی گلدانش از آب پر شده و او به کمال میرسد. تا اینکه یک روز پسرکی که مشغول بازی کردن بود تصادفا به کوزه آب برخورد کرد. کوزه آب به زمین افتاد و تمام آب آن بر روی زمین ریخت. پسر برای آنکه خراب کاریاش را پنهان کند، به سرعت کوزه را از آب پرکرده و سر جایش گذاشت.
روزبعد هنگاهی که گوان یین برای عبادت بودا رفته بود، دید که کوزه آب پر است.
اوبه محض دیدن کوزه به شاگردانش گفت که بروید و آماده شوید زیرا زمان آن رسیده است که به کمال برسم و اینجا را ترک کنم.
پسرک در همین زمان فهمید که اشتباه بزرگی را مرتکب شده و به همین دلیل حقیقت را به استادش گفت.
با این حال گوان یین همچنان معتقد بود که زمان به کمال رسیدن او فرا رسیده است.
درنتیجه بسیاری برای تماشای به کمال رسیدن گوان یین جمع شدند.
او لباس مرتبی پوشید و سپس بر بالای بالشتی نشست. در همین زمان مناظر باشکوهی نمایان شدند و اودر مقابل دیدگان همه مردم به کمال رسید و دنیا را ترک کرد.
https://www.pureinsight.org/node/6337
