هدف زندگی

هدف زندگی

د

هدف زندگی
سال ها پيش، حاکمي به يکي از سوارکارانش گفت تمام سرزمين هايي که بتوانی با اسبت طي کنی را به تو خواهم  بخشيد. همان طور که انتظار مي رفت، سوارکار به سرعت بر اسبش پرید و براي طي کردن هر چه بيشتر سرزمين ها شروع به تاختن کرد. در حالی که به اسبش شلاق می‌زد که با بیشترین سرعت بدود با آخرين سرعت ممکن مي تاخت و مي تاخت. حتي وقتي گرسنه و خسته بود، متوقف نمي شد چون مي خواست تا جايي که امکان داشت سرزمين هاي بیشتري را طي کند. زمانی که مناطق قابل توجهي را طي کرده بود از شدت خستگی به حال مرگ افتاد. آنگاه از خودش پرسيد: چرا خودم را مجبور کردم تا سخت تلاش کنم و اين مقدار زمين بدست بياورم؟ در حالي که اکنون که درحال مردن هستم تنها به يک وجب خاک براي دفن شدن نياز دارم.
  داستان بالا شبيه سفر زندگي خودمان است. براي بدست آوردن ثروت، قدرت، و شهرت سخت تلاش مي کنيم و از سلامتی مان و زماني که بايد براي خانواده صرف کنیم تا از زيبايي ها و سرگرمي هاي اطرافمان که دوست داريم و می توانیم لذت ببریم، غفلت می کنیم. در آینده که به گذشته نگاه مي کنيم، متوجه می شویم که تا اين اندازه احتياج نداشتيم اما دیگر برای جبران دیر شده است و هرگز نمي توان آب رفته را به جوي بازگرداند. زندگي تنها پول در آوردن و قدرتمند شدن و بدست آوردن شهرت نيست. زندگي قطعا فقط کار نيست، بلکه کار تنها برای  امرار معاش است که بتوان از زيبايي ها و لذت هاي زندگي بهره مند شد و استفاده کرد. زندگي تعادل برقرار کردن بين کار و تفريح، خانواده و اوقات شخصي است. بايستي تصميم بگيري که چه طور زندگيت را متعادل کني. اولويت های زندگی ات را تعریف کن و آنچه که قادر هستی به انجام برسانی را انجام بده اما هميشه اجازه بده که بعضي تصميماتت بر اساس غريزه دروني ات باشد. پس فکر کن چه نوع شادمانی روح بلند پروازتان را ارضا خواهد کرد.
رفرنس داستان
https://kupdf.net/download/english-stories-with-farsi-persian-translation_5b08c579e2b6f5363f31567c_pdf

#داستان_زندگى #داستان_قديمى #داستان_آموزنده #داستانهایـباستانی #زندگی