
وقتی ازدواج فقط یک پیوند نبود
در روزگاران دور
در دل سلسلهی "هان"،
همسر لیانگ هونگ هر بار که برای شوهرش غذا میآورد،
سینی را با هر دو دست، تا برابر ابروانش بالا میبرد...
و با نهایت ادب، او را به صرف غذا دعوت میکرد.
نه از روی ترس، بلکه از روی حرمت.
انگار نه همسرش، که عزیزترین مهمان زندگیاش را پیش رویش داشت.
این رفتار چنان عمیق بود که تبدیل شد به یک مثل:
زن و شوهر باید با هم، همچون مهمان رفتار کنند.
در همان دوران، مردی به نام "شی چوه"،
همسرش را همیشه بر خود مقدم میداشت.
فروتنی او، زبانزد مردم شد.
و آنچنان مورد اعتماد پادشاه قرار گرفت،
که خانهاش به شهری بدل شد به نام: شهر مهمان
جایی که احترام، فضیلت روزمره بود.
و سالها بعد، دانشمندی به نام "لی یونگ" چنین گفت:
آنجا که زن و مرد، یکدیگر را چون مهمان میستایند،
راه تائو را یافتهاند؛
راهی بهسوی آرامش خانواده، نظم جامعه، و صلح کشور.
در فرهنگ اصیل چین،
ازدواج تنها یک قرارداد نبود…
بلکه پیوندی روحانی بود،
که بر پایهی ادب، احترام، و مهربانی دو جانبه شکل میگرفت.
در خانهای که عشق با حرمت همراه باشد…
آنجا، زندگی معنا دارد.
منبع: مینگهویی
#ازدواج #پیوند #فزهنگ #داستان_قديمى
